topper
 

 

داکتر عنايت الله شهرانى
بلومنگتن، انديانا

 

جنگ استرداد استقلال افغانستان
جبهۀ فراموش شدۀ چترال و کنر


جبهۀ چهارم جنگ استرداد استقلال افغانستان يکى از مهمترين جنگ هاى مردم غيور افغانستان، بويژه کنرى ها ميباشد که تا اکنون در بارۀ آن نوشته ها کمتر صورت يافته است .

دانشمند و طبيب برجستۀ وطن  آقاى داکتر عبدالرحمن زمانى ، يکى از نواسه هاى لوى خان غازى ميرزمان خان کنرى ، رهبر مشهور جبهۀ چهارم جنگ استقلال، معلومات نايابى را که تا اکنون مردم افغانستان بدان آگاهى دقيق نداشتند، در کتابى به اسم متذکره تحقيق و تحرير داشته  و، حقايق نهفتۀ آن جبهه را برملا ساخته اند. کتاب "جنگ استرداد..." در ٢٢٦ صفحه بسال ٢٠٠٧ در پشاور چاپ شد.

کتاب "جنگ استرداد..." از نوشتۀ دانشمند محترم  محمد آصف صميم و تقاريظ آقايان  داکتر سيد عبدالله کاظم، و جناب فضل غنى مجددى مى آغازد. نويسندۀ گرامى کتاب  در ختم مقدمه کلمات "افغانستان وطنم"، "همه اقوام افغانستان يک ملت هستيم و ..." آورده و سپس به شرح و بسط جبهۀ چهارم جنگ استقلال  که قهرمان آن لوى خان ميرزمان خان ميباشد، ميپردازد.  ميرزمان خان همان غازى شهيد است که تا وقت شهادت از عقايد خود برنگشت و جام شهادت نوشيد (رح) .

يوه مياشت هلته ديره وو هسى شان                                                 ورکوله آذوقه ميرزمان خان
در بارۀ اتفاق مجاهدين شاهد عينى جنگ مرحوم اخلاص ميفرمايد :
بيرته راغله بريکوټ له هغه دواړه                            جرنيل او خان غازى غاړه په غاړه
اتفاق يې د ورورۍ وکړ يــــــــارانو                              شه جرگــــه يې په تاراج د دښمنانو

به پاس خدمات عالى ميرزمان خان، شعرا و نويسندگان اين القاب را به او داده اند : شهيد غازى ميرزمان خان، خان غازى، لوى خان غازى ميرزمان خان، شهيد ميرزمان، غازى خان، غازى ميرخان کنرى، غازى شاه، غازى شاه زمان و غيره که لقب لوى خان از جانب اعليحضرت امان الله شاه به او صادر شده است.

دانشمند والا گهر داکتر زمانى در صفحات اولى کتاب با بررسى و تحليل، اوضاع افغانستان  قبل از جنگ استقلال را زير بحث قرارداده ، سپس علل جنگ را شرح و اهميت آنرا توضيح کرده است . بعد در بارۀ سه جبهۀ ديگر جنگ استقلال که به قوماندانى هاى جنرال محمد نادر خان، صالح محمد خان و سردار عبدالقدوس خان  در صفحات جنوبى، مشرقى و قندهار تماس مختصر  و با مفهوم گرفته و نيز دربارۀ قيام ها و جبهات مردم افغانستان ، که شکل خود جوش احساسات وطنخواهى و نفرت از استعمار انگليس را تمثيل مينمايد، زير بحث گرفته است .

داکتر زمانى از صفحۀ ١٩ تا ٤٨ بصورت نهايت موجز  در بارۀ جنگ استقلال و جزئيات آن با اسناد و ماده وار، با کفايت و درايت تمام بيانات داده و از نوشته ها  و اسناد دانسته ميشود  که درين غربت سرا زحمات زيادى را در جمع آورى آنها متقبل; شده و در حقيقت آئينه دورنمايى از آن دوره ها ترسيم نموده، که انعکاس دهندۀ اقتدار و ارادۀ نويسنده بشمار مى آيد .

جناب زمانى بعد از ختم معلومات عمومى در بارۀ سوم ، به شرح اصل کتاب يا جبهۀ چهارم ميپردازد که عمدتا از جانب حکام خوشبين انگليس ، اين جهاد مردمى را که رهبر بسيار بزرگ آن  از ميان توده بنام ميرزمان خان ميباشد و دشمن سرسخت انگليس  و وفادار خاص اعليحضرت شاه امان الله غازى ميباشد، به مردم معرفى نگرديده و علت مشهور نشدن  اين جبهه غرض سياسى داشت، چنانچه همه بازماندگان همين ميرزمان خان  بيش از يکصد نفر شان سالها در زندان بسر برده و بعد تبعيد به ولايات شدند.

دقيق نويسى آقاى داکتر زمانى را ازين جملات ميتوان دريافت : "پنجشنبه ٨ مى ١٩١٩، ثور ١٢٩٨ غازى ميرزمان خان با چهارصد نفر جنگجوى قومى از راه اسمار بطرف بريکوت حرکت نمود." (ص ٩٥) يا "بتاريخ ١٨ اپريل ١٩١٩ مطابق ش و ق، ملا صاحب چکنور با يک لشکر بزرگ به مناطق تحت اشغال انگليس ها رفت و شخصا فرماندهى غازيان..." (ص ١٦٧) الخ .

داکتر زمانى درين فصل جبهۀ  چترال و کنر به روش استادان تاريخ و جغرافيا، موقعيت هاى کنر و چترال و جايهاى ديگر را با مواضع زير مناقشات سرحدى بين افغانستان  و هند برتانوى وضاحت بخشيده به خوانندگان تفهيم مساعد ميسازد. در يکى از آن مسائلى را ميآورد که غازى ميرزمان خان منطقۀ ارنوۍ و اطراف آنرا علامه گذارى سرحدى شده بود، با سه صد مجاهد فى سبيل الله بتاريخ ١٢ مى ١٩١٩ فتح و به پيشروى خود ادامه ميدهد.

واقعآ وقتىکه کتاب را ميخوانيم، درميابيم که ميرزمان خان نظر به دشمنى فطرى با انگليس ها، از محکمترين و سرسخت ترين  جنگاوران کنر و اطراف آنرا به نام قوۀ قومى جمع و رهبرى آنرا شجاعانه بدست گرفت و چنان مردانگى  و زورآزمايى را با قواى ابر قدرت آنوقت به خرج داد که در سه جبهۀ مشهور باين شکل حرکات متهورانه صورت نگرفته بود. مهمتر اينکه قرار فرمودۀ مرحوم اخلاص : ميرزمان خان با فرستادۀ حکومت جنرال عبدالوکيل خان برادروار متحد شده ، هرکدام  در جبهات مختلف رهبرى مجاهدين را بدست گرفتند.

در فصل سوم کتاب که عنوان "ضمايم" بدان داده شده ، يکى از عمده ترين و بهترين قسمت کتاب بشمار مى آيد، زيرا علاوه ازين  که مجاهدين ، غازيان  و شهداى وطن معرفى  و کارنامه هايشان  در جنگ برهبرى لوى خان شرح شده، لست طويل اسماى مجاهدين به هرشکلى که بدست دانشمند گرامى زمانى آمده، ترتيب و تحرير شده است.  يکى از مسايل مهم ديگر که درين فصل بچشم ميخورد، اينست که تعداد زيادى از خانوادۀ لوى خان در جبهۀ چترال و کنر در غزا حصه ميگيرند، مثلا جنرال خان محمد خان کنرى برادر لوى خان، حاجى جمدر خان (پدر پوهاند داکتر محمد قاسم جمدر) و غيره در جنگ هاى خونين بين انگليس و افغانستان  حصه ميگيرند; اما بدبختانه نتيجۀ اين جنگ ها و فداکارى هاى شان اين بود  که عمال محمد نادر خان جمله اعضاى اين خانوادۀ غيور  را سيزده سال زندانى ساخته  و بعد به ولايات تبعيد کردند.

داکتر زمانى دربارۀ زندگينامه هاى لوى خان ميرزمان خان، عبدالوکيل خان نورستانى، مولانا عبدالخالق اخلاص، شيخ المشايخ حاجى صاحب ترنگزى را با چند شخصيت ديگر و ملا صاحب چکنور صادقانه شرح و کارنامه هاى رزمى شانرا نوشته است.

متذکر بايد شد که در بارۀ ملا صاحب چکنور جناب ميراجان سيال مومند کتابى را بنام "غازى نامور ملا صاحب چکنور" بزبان پشتو تاليف و دانشمند پژوهشگر جناب فضل الرحمن فاضل آنرا به درى ترجمه نموده است.

داکتر وارستۀ  وطن زمانى در اواخر کتاب آلات حرب آنوقت را با عکسها و نيز يکتعداد عکسهاى مجاهدين را با يادگار هاى استقلال  دوران شاه امان الله غازى نشان داده و قابل ذکر است که عکس ملا صاحب چکنور را سيال مومند با آنکه کتاب مکمل در باره اش نوشته  نتوانسته پيدا کند، ولى خوشبختانه  داکتر زمانى عکس نورانى او را يافته و از نوشتۀ زمانى بر مى آيد که ملا صاحب با حکومات متاخر سر ستيز  نگرفته است.

کتاب جبهۀ چهارم (استرداد استقلال افغانستان) از عمده ترين و مهمترين کتابهاى معاصر تاريخ  وطنمان بشمار مى آيد و در ختم گفته ها بايد اين حقيقت را بگويم  که همانطور که پدرکلان جناب زمانى يا لوى خان نام نيکويى را بخاطر شهامت و دفاع از وطن بيادگار گذاشت، اينک نواسۀ بادانش او  داکتر عبدالرحمن زمانى به جهاد قلمى دست زده و يکى از مهمترين جبهه هاى جنگ استقلال را با دقيق ترين شکل و با صداقت تمام تحرير و بدسترس هموطنان گذاشت. خداوند آنها را در تاليفات آيندۀ شان کامياب داشته باشد. در خاتمه دعا به ارواح پاک شهداى راه استقلال و شادروان استاد محمد هاشم زمانى و صحت و سلامتى خان صاحب ارسلان خان فرزند بزرگوار لوى خان که فعلا در کاليفورنيا بسر ميبرند.

١٢ مى ٢٠٠٨   

 




© 1998-2008 Zamani Family all rights reserved